قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

86

تاريخ الفي ( فارسى )

راه حقّ صرف كنى ، يا فراموش كنى و كهنه‌سازى ، يا بخورى و فانى گردانى . امير المؤمنين عمر فرمود : يا ابو الحسن راست گفتى . پس حكم كرد تا آن بساط را پاره‌پاره كردند و ميان اصحاب قسمت نمودند . حصّهء علىّ مرتضى ، كرّم اللّه وجهه ، از آن بساط قطعه‌اى افتاد كه چون در بيع آوردند قيمت آن به بيست هزار درهم رسيد . « 1 » آورده‌اند كه چون يزدجرد از مداين هزيمت نمود و به حلوان رسيد ، بسيارى از لشكر عجم شكسته و خسته به شهرى كه آن را جلولاء ، « 2 » گويند جمع شدند و مهران رازى را بر آن امير ساختند و عهد بستند كه تا توانند نگريزند . از عجم هركس خبر جمعيت او مىشنيد به ايشان ملحق مىشد تا لشكر بسيار در آن موضع گرد آمدند و آن مغان خندقى مغاك گرد لشكر خويش كندند و بعضى از گريختگان لشكر عجم در وصول به اهل موصل كوشيدند تا در نواحى آن مملكت كه به بلدهء تكريت اشتهار دارد نيز جمعى از سپاه دست داد . سعد وقاص در ضمن نامه‌اى كيفيت آن دو جمعيت را معروض امير المؤمنين عمر گردانيد . جواب نامه آمد كه : هاشم بن عتبه « 3 » را با دوازده هزار مرد به جانب جلولاء روان كن قعقاع بن عمرو را مقدّمهء لشكر گردان ، و سعد بن مالك را بر ميسره و عمرو بن مرت جهنى را بر ساقهء آن لشكر تعيين نما . و عبد اللّه بن المعتمر را با شش هزار سوار به جانب موصل و تكريت فرست . هاشم بن عتبه به موجب فرموده با دوازده هزار مرد جنگى به صوب جلولاء روان شد و سپاه عجم را در آن موضع حصار دادند و مدّت محاصره به شش ماه انجاميد . در آن مدّت بين الفريقين هيچ مصاف واقع نشد . « 4 » بعد از شش ماه روز آخر آغاز محاربه كردند ، به نوعى كه زبان قلم از بيان شدت آن به تعبير بيرون نتواند آمد . عاقبة الامر شكست بر اهل عجم افتاد و حقّ سبحانه و تعالى به فيض و فضل خويش بادى در ميان لشكر فرس ارسال نمود كه بلاد را بر ايشان ظلمانى گردانيد كه فرس در خندقى كه به دست كنده بودند مىافتادند . صد هزار مرد كارى با مهران رازى كشته شد ، چنان كه در روى زمين از كشته‌ها پشته‌ها شد و اين معنى سبب

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1825 . ( 2 ) . جلولاء : از منازل عمدهء راه بين عراق و خراسان بوده و به يك فاصله ( - چهل و پنج كيلومتر ) از دستجرد و خانقين قرار داشته ؛ ( دايرة المعارف فارسى ) . و نيز نام نهرى است كه بر كنارهء آن چند قريه از سواد بغداد است ، در راه بغداد و خراسان ؛ - تقويم البلدان . محل شهرك جلولاء در هفت فرسنگى خانقين و ظاهرا مطابق با قزل رباط بوده است كه امروز سعديه خوانده مىشود . ( 3 ) . ملقّب به مرقال ، برادرزادهء سعد بن وقّاص بود . چشمش در جنگ يرموك آسيب ديد و به اعور مشهور شد . وى فاتح جنگ جلولاء است . ( 4 ) . طبرى هشتاد بار حملهء مسلمانان به ايرانيان را ضبط كرده است ؛ - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1828 ؛ نيز - نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 199 ؛ ألعبر ، ج 1 ، ص 523 .